English Arabic
به شمس توس خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
    
 

اخبار

به بهانه ی حضور «ماهنی» و غزل منزوی در آیین اختتامیه جشنواره رضوی ایلام

به بهانه ی حضور «ماهنی» و غزل منزوی در آیین اختتامیه جشنواره رضوی ایلام
در این مشهد که همبالین طوس و طابران خفته است

 

جهان جان و بالاتر از آن ، جانِ جهان خفته است

...

از این مهد شکر پرور برد شعرم شکر ، هر چند

در این جا آن که خورد از دست مامون شوکران خفته است  « منزوی»

 

🔷امروز بیست و پنجم آذر ماه بود ؛ روز نکوداشت برگزیدگان هفتمین جشنواره «سفرنامه و خاطره نویسی رضوی» در استان ایلام؛ سالن مجتمع فرهنگ و ارشاد ایلام که یادِ یاران روزهای رفته را تا روزگاران به یادگار دارد ، میزبان جمعیتی از خُرد و کلان و از جای جای ایران بود که به شُکرانه ی اویی که دست نیاز مرّیخیان نیز به سقّاخانه اش دراز است ، گرد هم آمده بودند..

آری ! اویی که زرپوش ضریحش مامن چنگِ دل های شکسته و بر گنبد زریّنش ، ضمانت هزارتوی آهوانِ چشم دوست نوشته است

همه آمده  بوندن از مُلک خاوران و خراسان ، از کویر و کرمان ، از دیار خیام و رباعیات ناب تا تهران و همدان و ...

 

امّا ! امّا سهم زنجان از همه بیشتر بود ؛ 

برنامه به ثانیه هایی پایانی رسید که نوبت به بزرگداشت برگزیدگان رسید که ناگهان نام «ماهنی» را به بهانه ی کسب رتبه ی نخست بر زبان آورد و او را نوه ی ، زنده یاد «حسین منزوی» معرفی کرد و در ادامه حضور میراث ماندگار قله نشین غزل عاشقانه ی معاصر یعنی « غزل منزوی» را در میان حاضران با شوقی تمام اعلام کرد.

 

🔷ماهنی ! دختری با چشمانی چون « تیله های مست مرطوب شراب آلود » با مادری که بند دل غمگین استاد است ، جویی از سیل خروشان که به  دریای غزل چشم امید بسته و خود تنبور هزار نغمه و آواز است.

  امروز خوب دیدم که « غزل » دیگر امتداد خط تنهایی استاد نیست ، او با  ماهنی  ، « بانگ افکنده طنین در کوه » است ؛ ماهنی کوکب بخت شبالوده ی اوست که روشنای راه و فانوس تمام قدِ مبهمِ خیالش شده است.

آری امروز تمام خانواده ی استاد منزوی – مردی که مثل شعرهایش زیست - ، ساده و بی تکلف آمده بودند که حتی مجری برنامه هم بی خبر بود تا لحظه ی خواندن اسم « ماهنی » ، ساده چون پدر و پدر بزرگ غزل و ماهنی ، اویی که می گفت: 

چشمی به تخت و پخت ندارم ، مرا بس است

یک صندلی برای نشستن کنار تو

امروز میهمان داشتیم ، میهمانانی عزیز و ارجمند ، به حرمت خوان جود و عطای امام همام ، قدم بر چشم هایمان گذاشته بودند ، ولی بی گمان بیت الغزل این تغزل عاشقانه ، این جشن رضوی ، همانا کسانی نبودند جز « ماهنی » و « غزل » ؛ 

دعای ما بدرقه ی راهتان ... 

 

یونس قیطانی

روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام
۲۶ آذر ۱۳۹۷ ۱۱:۳۲

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500  


کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع) می‌باشد.